خرید بک لینک
وقتی میفتی وسط یه مرداب هرچی بیشتر دست و پا میزنی

بیشتر فرو میری

یه جورایی شده حال و روزمن

ولی باید یه راه باشه واسه برگشتن

واسه غرق نشدن ..

روح من هیچوقت نمیتونه راحت از کنار این

غرق شدن بگذره ..

ذهنم خسته ست از اشتباه هایی که پشت سر هم انجام میدم

چجوری باید از اینجا بیام بیرون ؟؟؟؟

این صفحه ی سفید و دوست دارم چون تمام خطخطی های ذهنمو میتوتم توش خالی کنم.

اولین قدم و چجوری بردارم تا همه چیز درست بشه ؟؟؟؟

چرا هربار که دنیام رنگ ارامش میگیره

خودم یجوری خرابش میکنم ...

یه اتاق خالی

بدون پنجره

با یه در همیشه بسته

فقط و فقط من

دیوونگی یعنی خواستن همچین چیزی ...

+هیس بذار آروم باشم ... یه چیزایی شنیدنش جرمه ..

برچسب: نویسنده: روژان محمدی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 19:55

صفحه بندی